أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
395
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
شد كه اميد رحمت فرود آمدن در آنجا هست و دعا مستجاب ميگردد . شيخ معاذ از مشايخ مقدم است و مزار او از براى قضاى حاجات مجربست و عوام ميگويند كه از صحابه است و هيچ شك نيست كه آن معاذ جبل است و در شام دفن كردند در زمان طاعون « 7 » كه در عهد عمر بود و شايد كه از تابعين باشد بارى مزارى متبرك است و جاى قضاى حاجت « * » و مسجدى جامع كه بسيارى از فقرا و عباد از غربا و صلحا بل اكثر در آنجا مىباشند . خاتون مادر محمد « 8 » كه والده شيخ كبير باشد از عابدات قانتات بوده است و زيارت بيت الله كرد با پسر خود و او را كشف و مشاهدات بود چنانچه روايت ميكنند كه شبى از دهه ماه رمضان شيخ كبير بر بام خانه در نماز ايستاد جهت طلب قدر و والده او در اندرون خانه توجه بخداى تعالى داشت كه قدر به او نمودند و نورهاى قدر بديد . پس شيخ كبير از بالاى بام بشيب آمد و مادر خود در آن انوار بديد . پس در قدم ما درافتاد باشد كه از آن نور نصيبى بوى رسد بعد از آن ميفرمود كه اكنون من قدر مادر ميدانم و روايت ميكنند كه مادر شيخ در شيراز دعوتى كرده بود و مشايخ و صوفيه حاضر بودند ناگاه در سر طعام خوردن ابو الحسن « 9 » بن هند گفت از اين طعام
--> ( 7 ) - يعنى طاعون معروف بطاعون عمواس كه در سنهء هجده هجرى در عهد عمر در شام ظاهر شد و جمع كثيرى از اصحاب پيغمبر در آن طاعون درگذشتند و از جملهء ايشان معاذ بن جبل بود ( اسد الغابة 4 : 376 - 378 ، و ابن الاثير در حوادث سنهء 18 ج 2 : 216 ) . * - عبارت بعد از ستاره از مترجم است و در شد الازار نيست . ( 8 ) - الست ام محمد والدة الشيخ الكبير ( شد الازار ) . ( 9 ) - چنين است در ب ق و نيز در شيرازنامهء خطى مورخهء 833 يعنى « ابو الحسن » ، ولى در عموم مآخذ ديگر مانند حلية الاولياء 10 : 362 - 363 و نفحات الانس 245 و شعرانى 1 : 97 كنيهء او « ابو الحسين » مصغرا مسطور است ، و همچنين نام او در عموم مآخذ مذكوره على بن هند القرشى الفارسى مرقوم است ولى در شيرازنامهء -